اناجیل واعمال رسولان رسالات پولس رسول رساله عبرانیان رساله یعقوب رسالات پطرس رسول رسالات یوحنا رسول رساله یهودا کتاب مکاشفه
انجیل متی رومیان افسسسیان دوم تسالونیکیان عبرانیان یعقوب اول پطرس اول یوحنا یهودا مکاشفه
انجیل مرقس اول قرنتیان فیلیپیان اول تیموتاوس دوم پطرس دوم یوحنا
انجیل لوقا دوم قرنتیان کولسیان دوم تیموتاوس سوم یوحنا
انجیل یوحنا غلاطیان اول تسالونیکیان تیطس
اعمال رسولان فلیمون
فهرست کلام خدا: عهد جدید X   پنجره را ببندید




کتاب مقدس برای تمام فصول (۲۶)

بخش «کتاب مقدس برای تمام فصول» شامل بررسی ۵۲ فصل کلیدی کتاب مقدس است. با مطالعه یک فصل در هفته، شما در طول یک سال (۵۲ هفته) شناخت عمیق تری از حقایق و تعالیم اساسی کلام خدا حاصل می کنید و تصویری جامع از کل کتاب مقدس در ذهنتان شکل می گیرد. ( همه آیات از ترجمه فارسی هزاره نو و گاهی از ترجمه قدیم فارسی کتاب مقدس برگزیده شده اند.)
برای درک بهتر می توانید ابتدا فصل مورد بحث را در بخش انتهایی این صفحه بخوانید؛ سپس بررسی آن را در ابتدای همین صفحه دنبال کنید.

بررسی انجیل متی ۲۳

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز، ادوارد سرکیسیان هستم و فصل دیگری از مجموعه ۵۲ فصل کلیدی کتاب مقدس را در این بحث بررسی خواهم کرد. فصل بیست و سوم انجیل متی یکی از فصل های مهم و کلیدی عهد جدید است که در آن مسیح خداوند هویت واقعی رهبران مذهبی وقت یهود در قرن اول میلادی را برملا می سازد. فصل ۲۳ انجیل متی در واقع منعکس کننده آخرین موعظه مسیح در جمع مردم است و به همین دلیل از اهمیت بسزایی برخوردار است!
رهبران مذهبی کاذب در طول تاریخ بشری انسان های بیشماری را به دره هلاکت و مرگ سوق داده اند و تا انتهای تاریخ بشری نیز این واقعیت تلخ همچنان ادامه خواهد داشت. رهبران و شبانان روحانی کاذب که پیروان بسیاری نیز در گوشه و کنار دنیا دارند در واقع ابزارهای مخوف و موثر شیطان برای انحراف و گمراهی انسان ها از مسیر راستی و حقیقتند؛ گرگ صفتانی که در لباس های میش، گوسفندان بسیاری را به کام مرگ و هلاکت کشانده اند و آنان را تکه پاره کرده اند. متاسفانه میلیاردها نفر در طول تاریخ تحت تاثیر تعالیم خطرناک و شیطانی این رهبران به بیراهه رفته اند!
تنوع و گوناگونی این تعالیم در طول تاریخ چنان ابهام و سرگردانی برای انسان ها بوجود آورده است که حد و مرزی برای آن نمی توان متصور شد.
در انجیل متی فصل ۲۳ به انتهای زندگی مسیح نزدیک می شویم. وقایع این فصل در روز چهارشنبه یعنی سه روز قبل از مصلوب شدن مسیح رقم می خورند. در آن هفته به احتمال قوی مسیح در روز دوشنبه (یا طبق روایات مرسوم روز یکشنبه) سوار بر کره الاغی با فروتنی وارد شهر اورشلیم می شود و پیشگویی مکتوب در کتاب زکریای نبی ( ۵۲۰ قبل از میلاد) تحقق می یابد:

9ای دختر صَهیون، بسیار شادی کن!
و ای دختر اورشلیم، فریاد بلند سر ده!
هان پادشاهت نزد تو می‌آید؛
او عادل و صاحب نجات است،
فروتن و سوار بر الاغ،
بر کُرۀ الاغ. کتاب زکریای نبی ۹: ۹

روز جمعه همان هفته، عید فِصَح یهود بود( فصح یا پِسَخْ، روز خروج یهودیان از اسارت مصر به رهبری موسی مرد خدا است.) و اورشلیم از انبوه زائران یهودی موج می زد مطابق برخی مورخان قرن اول میلادی صدها هزار نفر از گوشه و کنار سرزمین یهودیه و مناطق اطراف برای برگزاری عید فصح به اورشلیم که معبد خدا در آن قرار داشت و یکی از عجایب معماری آن زمان بود می رفتند؛ این بدین معنی است که به مناسبت عید فصح به همین تعداد و حتی بیشتر در محوطه معبد خدا و بر مذبح برنجین قربانی تقدیم می شد؛ مطابق ژُوزِفوس (یوسف فِلاویوُس) مورخ معروف یهودی-رومی قرن اول میلادی حدود ۲۵۰ هزار گوسفند در آن روز خاص قربانی می شد چنان که بوی خون در فضای اطراف معبد می پیچید و خون قربانی ها در جویبارهای منتهی به دره قِدرون در شرق اورشلیم جاری می شد.
در بدو ورود مسیح به شهر بسیاری از یهودیان که از معجزات وی باخبر بودند در ابتدا با اشتیاق از وی استقبال کردند ولی دیری نپایید که هیجان مردم از ترس رهبران مذهبی وقت یهود (فَریسیان، کاتبان و کاهنان…) که دشمن درجه یک مسیح بودند و قصد کشتن وی را داشتند به سردی گرایید. مسیح در روز سه شنبه هفته آخر زندگی اش که به هفته مصائب( Passion Week) معروف است به معبد خدا در اورشلیم رفت و همه کسانی که مشغول داد و ستد بودند را بیرون راند:

12آنگاه عیسی به معبد خدا درآمد و کسانی را که در آنجا داد و ستد می‌کردند، بیرون راند و تختهای صرّافان و بساط کبوترفروشان را واژگون ساخت 13و به آنان فرمود: «نوشته شده است که، ”خانۀ من خانۀ دعا خوانده خواهد شد،“ امّا شما آن را ’لانۀ راهزنان‘ ساخته‌اید.» متی ۲۱: ۱۲و۱۳

اما ماجرا از این قرار بود که اکثر کاهنان اعظم در اورشلیم که از فرقه صَدوقیان بودند و کنترل معبد را بر عهده داشتند برای کسب منفعت بیشتر و خالی کردن جیب مردم، زائران معبد خدا را مجبور می کردند که برای تقدیم قربانی، حیوان قربانی را مستقیما از گماشتگان آنها در محوطه معبد خریداری کنند؛ برای این منظور زائران مجبور بودند که ابتدا از طریق صرافان مستقر در معبد سکه رایج رومی را با پرداخت پول اضافی به سکه مخصوص معبد تعویض و سپس حیوان قربانی را با قیمتی گرانتر خریداری کنند. بدین ترتیب کاهن اعظم و همکارانش منافع مالی هنگفتی از این داد و ستد کسب می کردند؛ افراد فقیر یا کم بضاعت نیز که قادر به خرید گوسفند نبودند بجای آن کبوتر قربانی می کردند. هنگامی که مسیح با اقتدار الهی بساط داد و ستد کنندگان را از معبد برچید باعث خشم مضاعف کاهن اعظم و رهبران مذهبی اورشلیم شد و آنان بیش از پیش برای کشتن مسیح مصمم تر شدند.
علت استفاده از سکه مخصوص معبد بجای سکه رایج رومی این بود که بر روی سکه رومی عکس امپراتور روم حک شده بود؛ رومیان بت پرست بودند و اکثرا امپراتور روم را به عنوان یکی از خدایان می پرستیدند و این بهانه خوبی به دست کاهنان داده بود که استفاده از این سکه را برای مراسم مذهبی مجاز ندانند!
مسیح مجددا در روز چهارشنبه وارد معبد شد و وقایع فصل ۲۳ متی در آن روز رقم خورد:

۱آنگاه عیسی خطاب به مردم و شاگردان خود چنین گفت: ۲«علمای دین و فَریسیان بر مسند موسی نشسته‌اند. متی ۲۳: ۱و۲

علمای دین و فَریسیان اشاره به رهبران مذهبی قوم یهود در قرن اول میلادی است. در واقع کلمه اصلی یونانی γραμματεῖς گراماتیوس که در فارسی به «علمای دین» ترجمه شده است به معنی «کاتبان» است. کاتبان کسانی بودند که بر متون عهد عتیق و تورات اشراف داشتند و آنها را تفسیر می کردند (بخش اعظم این تفسیرها بر مبنای تعالیم کتاب تَلمود یهودیان بود که به اصطلاح مهمترین سنت یا روایات یهودیان محسوب می شود که از معلمین یهودی (رَبّی ها) در طول قرن ها به میراث رسیده بود و هنوز هم نزد یهودیان بسیار معتبر است و در اکثر کنیسه ها همچنان آن را به مردم تعلیم می دهند!)؛ این افراد در شریعت و قوانین عهد عتیق متخصص بودند و چونکه کارشان با متون و نسخ خطی بود لقب کاتبان به آنان داده شده بود؛ از سوی دیگر به دلیل تبحر و چیرگی بر قوانین مذهبی، دادرسی شکایات مردم نیز بر عهده آنان بود؛ اکثر اعضای سَنْ هِدرین (دادگاه یا شورای عالی یهود) متشکل از فَریسیان، کاتبان و صَدوقیان بودند و ریاست آن به عهده کاهن اعظم وقت بود.
فریسیان فرقه بسیار متعصب و مذهبی یهود بودند که انجام مراسم مذهبی در کنیسه های سرزمین یهودیه به عهده آنان بود و درگیر مسائل دینی روزمره مردم بودند. مطابق برخی مورخان در زمان مسیح حدود شش هزار فریسی در سرزمین یهودیه می زیست؛ بر خلاف فریسیان، اکثر صَدوقیان که تعداد آنان بسیار کمتر از فریسیان بود درگیر مسائل سیاسی بودند و برخی از گردانندگان معبد خدا در اورشلیم و کاهنان اعظم نیز متعلق به این فرقه بودند.
این دو فرقه به اصطلاح نخبگان مذهبی و سیاسی وقت یهود در قرن اول بودند که مردم به آنان احترام می گذاشتند و از آنان اطاعت می کردند. مسیح در آیه اول خطاب به جمع مردم و احتمالا در حضور رهبران مذهبی به این اصل بسیار مهم اشاره می کند که آنان فاقد صلاحیت و تایید الهی هستند. دقت کنید که در آیه اول مسیح به مردم می گوید که کاتبان و فریسیان بر مسند موسی نشسته اند! منظور مسیح به طور ضمنی این است که خدا، فریسیان و کاتبان را بر این مسند منصوب نکرده است بلکه آنان خودسرانه بر مسند موسی نشسته اند و ادعای رهبری دارند؛ به عبارتی دیگر آنها خودشان، خودشان را بر این مسند نصب کرده اند و ابدا تایید الهی را ندارند!
بدون شک بخشی از تعالیم این رهبران برگرفته از عهد عتیق بود؛ در روز شَبّات (شنبه) در کنیسه های سراسر سرزمین یهودیه و سایر نقاط یهودی نشین، فریسیان و کاتبان علاوه بر تعلیم و تفسیر، مستقیما از کتب عهد عتیق قرائت می کردند و اطلاعات کلی مردم عادی از عهد عتیق از این طریق کسب میشد به همین دلیل مسیح خطاب به مردم حاضر تاکید می کند که آن تعالیم را به جا آورند:

۳پس آنچه به شما می‌گویند، نگاه دارید و به جا آورید؛… متی ۲۳: ۳

اصطلاح «مسند موسی» اشاره به کُرسی یا صندلی ویژه ای بود که در هر کنیسه وجود داشت و علمای مذهبی با نشستن بر آن مردم را تعلیم می دادند؛ تعلیمی که از این جایگاه بیان می شد رسمیت داشت و مردم می بایست از آن تبعیت کنند؛ در ارتباط با دادرسی حقوقی نیز الزام آور بود. تصویر زیر نمونه ای از این مسند را که باستان شناسان آن را کشف کرده اند نشان می دهد:





با وجود این، فریسیان و علمای مذهبی یهود رسوم و سنن انسانی بسیاری را با قوانین الهی مخلوط کرده و با چشم پوشی از مسائل وزین و مهم شریعت و با تفسیر و برداشتی سطحی ، انسانی و گاهی مضحک از آن، دین یهود و شریعت موسی را کاملا از مسیر راستین منحرف کرده بودند:

1سپس گروهی از فَریسیان و علمای دین از اورشلیم نزد عیسی آمدند و گفتند: 2«چرا شاگردان تو سنّت مشایخ را زیر پا می‌گذارند؟ آنها دستهای خود را پیش از غذا خوردن نمی‌شویند!» 3او در پاسخ گفت: «و شما چرا برای حفظ سنّت خویش، حکم خدا را زیر پا می‌گذارید؟ متی ۱۵: ۱-۳

23«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما از نعناع و شِوید و زیره ده‌یک می‌دهید، امّا احکام مهمترِ شریعت را که همانا عدالت و رحمت و امانت است، نادیده می‌گیرید. متی ۲۳: ۲۳

در واقع یک یهودی راستین با پیروی از شریعت یا ده فرمان می بایست به این نتیجه برسد که وی مطابق با شریعت و ده فرمان موسی محکوم و گناهکار است و هرگز وارد پادشاهی خدا نخواهد شد و جلال خدا را تجربه نخواهد کرد؛ یک یهودی راستین عهد عتیق برای نجات و داشتن رابطه با خداوند می بایست با توبه و درک ورشکستگی و مسکنت روحانی خویش به کفاره گناه متوسل میشد که بطور نمادین در قربانی حیوانات بر مذبح مهیا شده بود!
در طول تاریخ عهد عتیق، رهبران روحانی راستین قوم یهود این اصل حیاتی را به یهودیان تعلیم داده اند. به اعتراف های اِشعیا نبی (حدود قرن هشتم قبل از مسیح) در زیر توجه کنید:

5…هان تو خشمناک شدی زیرا که ما گناه کردیم، و دیرزمانی در آنها به سر بردیم، پس حال چگونه نجات توانیم یافت؟
6همۀ ما همچون شخص نجس شده‌ایم، و اعمال نیک ما جملگی همچون پارچه‌ای کثیف است!
همگی ما مانند برگْ پژمُرده‌ایم، و گناهان ما همچون باد، ما را با خود می‌برد. کتاب اِشعیا نبی ۶۴: ۵و۶

در آیات فوق اِشعیا نبی اعتراف می کند که اعمال نیک و پارسایی (عدالت) شخصی که بدون داشتن حیات روحانی الهی به واسطه کوشش انسانی و پیروی از شریعت بدست می آید نزد خدا مانند پارچه ای کثیف و مشمئز کننده است. اما در آیات زیر اشعیا نبی بانگ شادی سر می دهد زیرا خداوند عریانی و زشتی گناهانش را با پارسایی و عدالت مطلق الهی همچون ردایی شاهانه پوشانده است؛ دقت کنید که ردای پارسایی و جامه نجات متعلق به خداست!
10در خداوند شادی بسیار می‌کنم،
و جان من در خدایم به وجد می‌آید؛
زیرا مرا به جامۀ نجات ملبس ساخته،
و ردای پارسایی به من پوشانیده است؛
کتاب اشعیا نبی ۶۱: ۱۰

مسیح در روز جمعه عید فصح به عنوان بره بی عیب و واقعی قربانی شد و این تنها راه نجات انسان ها از گناه و مرگ است؛ وی ردای پارسایی و عدالت را برای گناهکاران فراهم کرده است. فقط و فقط خون عیسی مسیح خداوند قادر است گناهان بی شماری را پاک کند. پیروی از هر شریعتی که یک سری امر و نهی و انجام مراسم و سنن مذهبی را برای کسب عدالت شخصی و به امید نائل آمدن به حیات جاودانی واجب می داند باطل و بیهوده است و هرگز باعث خشنودی خدا نخواهد شد؛ شما باید ردای عدالت مسیح را بپوشید!
پولس رسول در رابطه با قوم یهود می گوید:

1ای برادران، آرزوی قلبی و دعای من به درگاه خدا برای قوم اسرائیل این است که نجات یابند. 2زیرا دربارۀ ایشان می‌توانم شهادت دهم که برای خدا غیرت دارند، امّا نه از روی معرفت. 3زیرا به سبب ناآگاهی از آن پارسایی که از خداست، و از آن رو که در پی اثبات پارسایی خویش بودند، در برابر آن پارسایی که از خداست، سر فرود نیاوردند. 4زیرا مسیح غایتِ شریعت است تا هر که ایمان آوَرَد، پارسا شمرده شود. رومیان ۱۰: ۱-۴

بنابراین قوم اسرائیل و مخصوصا رهبران روحانی این قوم که برای انجام فرامین و شریعت غیور بودند به بیراهه رفتند و به مسیح خداوند که «راه و راستی و حیات» است ایمان نیاوردند.
مسیح در هفته آخر حضورش در اورشلیم می دانست که بزودی این جهان را ترک خواهد کرد و رسولانش می بایست بزودی پیام نجات بخش انجیل را به یهودیان اورشلیم بشارت دهند بنابراین برای اینکه راه را برای رسولان هموار سازد با موعظه آتشین روز چهارشنبه نقاب عدالت و پارسایی کاذب و پوشالی را از چهره علمای مذهبی یهود برداشت و نشان داد که به اصطلاح «امپراتور برهنه است!» تا مردم عادی نیز از وضعیت اسفناک روحانی این رهبران و به طبع از وضعیت اسفناک روحانی خودشان آگاه شوند و برای پذیرش پیام انجیل مستعد باشند.
در واقع اگر کتاب اعمال رسولان را بخوانید که در مورد نحوه گسترش مسیحیت در قرن اول میلادی و بعد از صعود مسیح به آسمان است متوجه می شوید که مسیح با استادی تمام افکار عمومی را برای جرقه روز پِنتیکاست (عید برداشت گندم که پنجاه روز بعد از عید فصح برگزار می شد.) در اورشلیم آماده کرده بود:

1چون روز پِنتیکاست فرا رسید،…14آنگاه پطرس با آن یازده تن برخاست و صدای خود را بلند کرده، خطاب بدیشان گفت...36«پس قوم اسرائیل، جملگی به‌یقین بدانند که خدا این عیسی را که شما بر صلیب کشیدید، خداوند و مسیح ساخته است.»
37چون این را شنیدند، دلریش گشته، به پطرس و سایر رسولان گفتند: «ای برادران، چه کنیم؟»…
40پطرس با سخنان بسیار دیگر شهادت داد و ترغیبشان کرده، گفت: «خود را از این نسل منحرف برهانید!» 41پس پیام او را پذیرفتند و تعمید گرفتند. در همان روز حدود سه هزار تن بدیشان پیوستند.
گزیده هایی از اعمال رسولان ۲: ۱-۴۰

همانطور که ملاحظه می کنید افکار عمومی برای پذیرش پیام انجیل بسیار آماده بود که نشان دهنده این موضوع است که موعظه آتشین مسیح در معبد اورشلیم بر علیه رهبران روحانی که هویت واقعی آنان را برملا ساخته بود همراه با وقایع مصلوب شدن و رستاخیز مسیح عمیقا برخی از یهودیان را دگرگون و آنها را از خواب گران روحانی بیدار کرده بود.
مسیح در ادامه موعظه آتشین خود در محوطه معبد خدا در اورشلیم می افزاید:

3پس آنچه به شما می‌گویند، نگاه دارید و به جا آورید؛ امّا همچون آنان عمل نکنید! زیرا آنچه تعلیم می‌دهند، خود به جا نمی‌آورند. 4بارهای توانفرسا را می‌بندند و بر دوش مردم می‌گذارند، امّا خود حاضر نیستند برای حرکت دادن آن حتی انگشتی تکان دهند. 5هر چه می‌کنند برای آن است که مردم آنها را ببینند: آیه‌دان‌های خود را بزرگتر و دامن ردای خویش را پهنتر می‌سازند.متی ۲۳: ۳-۵

دومین خصوصیت و ویژگی رهبران مذهبی کاذب علاوه بر عدم صلاحیت و تایید الهی، ریاکاری و فقدان صداقتشان است.
فریسیان و علمای مذهبی یهود ریاکارانی بیش نبودند. در واقع ریاکاری یکی از ویژگی های بارز همه دینداران دنیاست؛ خصلتی که باعث تنفر و انزجار مردم بی دین از دین و دینداران می شود!
این در حالی است که خود افراد بی دین نیز دقیقا به همین بیماری روحانی مبتلا هستند و پنهان یا آشکار قوانین مدنی، اجتماعی یا اخلاقی را که ادعا می کنند برای انسان متمدن لازم و کافی است زیر پا می نهند!
علت امر کاملا روشن است انسان سقوط کرده در دره گناه و بدون حیات روحانی و قدرت روح القدس هرگز قادر نیست ارزش های اخلاقی الهی یا حتی قوانین اجتماعی را نیز در زندگی به طور کامل تحقق بخشد و به دلیل سرشت گناه آلود به ناچار آنها را زیر پا می نهد؛ زیرا علاوه بر معضل «نخواستن»، معضل «نتوانستن» نیز انسان ها را از نظر روحانی فلج کرده است!
دقت کنید که روزی نیست که ما حتی قوانین ساده و بسیار کاربردی مانند قوانین راهنمایی و رانندگی را زیر پا ننهیم چه رسد به ارزش های اخلاقی و مطلق خدا!
حال اگر افرادی که در موقعیت رهبری دینی یا روحانی اند به دیگران این تعالیم را بیاموزند در حالی که خود خلاف آن را انجام دهند ریاکاری آنان دو چندان به چشم می خورد.
رهبران روحانی کاذب تلاش می کنند که با نمایش ظاهری اخلاقی و مقدس، پوشیدن لباس هایی متمایز، بکار بردن ادبیاتی خاص و حتی گاهی زبانی ویژه که برای بسیاری از مردم عادی نامفهوم است بر گوسفندان فلک زده شبانی کنند! جالب است بدانید که در زبان یونانی کلاسیک کلمه ریاکار ὑποκριταί هوپاکریته به معنی بازیگر تئاتر بود؛ کسی که نقشی را بر روی صحنه ایفا می کرد و اندک اندک این کلمه در زبان محاوره ای برای ریاکاران نیز اطلاق شد کسانی که زندگیشان نمایشی توخالی بیش نیست. علت اصلی و بسیار ریشه ای که رهبران روحانی کاذب و اصولا دینداران دنیا ریاکارند این است که حیات روح القدس در آنان جریان ندارند به عبارت دیگر فاقد تولد مجدد روحانی اند. این افراد شاید ساعت ها در مورد خدا و صفاتش سخنرانی و موعظه کنند ولی در خفا به راحتی ارزش های اخلاقی خدا را زیر پا می نهند زیرا که با خدای واقعی نه ارتباطی دارند و نه او را می شناسند بنابراین تعالیم و سخنانشان عاری از قدرت روح خدا است و هیچ تغییری در خود و شنوندگان ایجاد نمی کنند و طبعا به تقدس، پارسایی و رشد روحانی واقعی و ماندگار نمی انجامد. مطابق رساله یهودا در عهد جدید رهبران دینی کاذب عاری از روح القدس هستند:

19همینهایند که در میان شما جدایی می‌افکنند و نفسانی و عاری از روحند. یهودا ۱: ۱۹

کسانی که از رهبران دینی کاذب پیروی می کنند نیز فاقد طبیعت تازه و تولد مجدد روحانی اند و اسیر انسانیت کهنه ای (نفسانی) هستند که از آدم و حوا به ارث برده اند و بنابراین اگر چه در ظاهر و نزد دیگران صورتی زیبا، روحانی و اخلاقی به نمایش بگذارند مجبورند که در نهایت شهوات و امیال طبیعت کهنه و سقوط کرده را بجا آورند؛ متاسفانه این معضل همه دینداران دنیاست؛ نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است!
این موضوع برای اکثر رهبران سیاسی نیز صادق است و چیزی که به دیگران توصیه یا امر می کنند گاهی خود اولین کسانی هستند که آن را زیر پا می نهند. جالب اینجاست که مردم عادی از این امر شاکی هستند غافل از اینکه اگر خودشان نیز در آن موقعیت قرار گیرند چه بسا بدتر از آنان رفتار کنند!
واقعیت دردناک این است که همه انسان ها گناه کرده اند و از جلال خدا قاصر می باشند! تاثیر مخرب گناه در انسان بسیار واقعی و مهلک است. تنها راه نجات از گناه و اثرات مخرب آن ایمان به مسیح خداوند و کفاره ای است که وی برای آمرزش گناهان در صلیب جلجتا مهیا کرده است؛ با ایمان به مسیح شما تولد مجدد روحانی می یابید و روح القدس در شما طبیعت تازه ای خلق می کند که هم «مایل است» و هم «می تواند» با خدای واقعی در ارتباط باشد و از ارزش های اخلاقی الهی اطاعت کند.
کسی که اسیر انسانیت کهنه اش است با تلاش و کوشش انسانی نمی تواند خدا را خشنود سازد و بدون شک دیر یا زود ارزش های اخلاقی خدا را به دلیل ذات گناه آلودش زیر پا خواهد نهاد. اما رهبران مذهبی کاذب برای حفظ موقعیت، قدرت و نفوذ خود بر مردم مجبورند ظاهری اخلاقی نزد عموم مردم به نمایش بگذارند! در حالی که همچنان ذات و طبیعت کهنه و پوسیده ای که از آدم و حوا به ارث برده اند بر آنها حاکم است و ذهن، ضمیر، اراده، افکار و احساساتشان… را کنترل می کند. بدین ترتیب ریاکاری یکی از ویژگی های بارز رهبران مذهبی کاذب در طول تاریخ بوده است!
همانطور که اشاره کردم اصولا ریاکاری مختص این گروه نیست و همه انسان ها در مقطعی از زندگی به این مرض دچار می شوند. مهم نیست که سکولار یا دیندار، خداپرست یا کافر باشید بدون شک این ویروس خطرناک به سراغتان خواهد آمد!
بی دینان نیز که گاهی با افتخار گناهان رنگارنگشان را علنا اعتراف می کنند و از این حیث خود را بسیار صادق و یکرنگ معرفی می کنند از این امر مستثنی نیستند و هنگامی که موقعیت اجتماعی، مالی، خانوادگی یا زندگی شان به خطر می افتد همه خطوط قرمز ارزش های اخلاقی صداقت، راستی و راستگویی را زیر پا می نهند و مانند آفتاب پرست چنان تغییر رنگی می دهند که شاید دینداران نیز به گرد پای آنان نرسند!
سیاستمداران لیبرال و بازیگران هالیوود از نمونه های بارز ریاکاران مترقی و سکولار اند؛ برای مثال در سال های اخیر که بحث گرمایش زمین بسیار داغ و معمولا تیتر اول اخبار رسانه های غربی را به خود اختصاص داده است بسیاری از سیاستمداران سکولار و سلبریتی های هالیوود که خود را نجات دهندگان محیط زیست و کره زمین معرفی میکنند با نفوذی که در محافل بین المللی دارند باعث وضع قوانین و مقررات دست و پا گیری شده اند که بار مالیاتی سنگینی بر دوش مردم عادی مخصوصا در کشورهای غربی نهاده و بسیاری از کسب و کارها را دچار ورشکستگی کرده اند این در حالی است که اکثر این افراد با ثروت های هنگفت مطلقا این بار مالیاتی را احساس نمی کنند و روزی نیست که با جت های خصوصی و کشتی های تفریحی چند صد یا حتی گاهی چند هزار برابر یک شهروند عادی بر آلودگی محیط زیست نیفزایند!
علت ریاکاری این است که انسان ها به دنبال جلب توجه یا تایید دیگرانند که در نهایت منشا اصلی آن خودخواهی و خودپرستی است!
شاید داستان مرتاض مقدس نما را شنیده باشید که پَلاس بر تن و خاکستر بر سر در کنج راهی نشسته عبادت می کرد و توریستی که از آنجا گذر می کرد خواست با او عکسی بگیرد مرتاض به وی گفت اول رخصت ده تا اندکی به خاکستر سرم بیفزایم!
پولس رسول در این رابطه می گوید:

10آیا تأیید مردم را می‌خواهم یا تأیید خدا را؟ آیا می‌کوشم مردم را خشنود سازم؟ اگر همچنان در پی خشنودی مردم بودم، خادم مسیح نمی‌بودم. غلاطیان ۱: ۱۰

انسان ها به دنبال تایید و خشنودی دیگرانند نه بخاطر اینکه آنان را خیلی دوست دارند و نسبت به آنان عشق می ورزند بلکه هدفشان در نهایت جلب توجه و خودنمایی است که ریشه در خودخواهی و خودپرستی دارد؛ بنابراین ریاکاران مذهبی خود را افرادی اخلاقی معرفی می کنند و ظاهری نیکو و پارسا به نمایش می گذارند در حالی که واقعیت زندگی شان خلاف آن است؛ حتی گاهی آنان با فروتنی کاذب سعی می کنند توجه دیگران را به خود جلب کنند!
یک ایماندار واقعی ابدا نیازی به تظاهر به پارسایی یا نیکویی ندارد زیرا هرگز با کوشش و تلاش انسانی قادر نیست به پارسایی و نیکویی که مطابق با معیار الهی است و برای کسب حیات جاودانی لازم است دست یابد؛ بنابراین تنها امیدش به نیکویی و پارسایی مطلق عیسی مسیح خداوند است و بس؛ اعتراف پولس رسول در این راستا بسیار آموزنده است:

15این سخن درخور اعتماد و پذیرش کامل است که مسیحْ عیسی به جهان آمد تا گناهکاران را نجات بخشد، که من بزرگترین آنهایم. 16از همین رو، بر من رحم شد تا مسیحْ عیسی صبر بی‌پایان خود را نسبت به من که بزرگترینِ گناهکاران بودم، نشان دهد، تا نمونه‌ای باشم برای جملۀ آنان که از این پس به او ایمان آورده، حیات جاویدان خواهند یافت. 17بر خدای یکتا، آن پادشاه سرمدی، نامیرا و نادیدنی، تا ابدالآباد حرمت و جلال باد؛ آمین! اول تیموتائوس ۱: ۱۵-۱۷

اعتراف مردان راستین خدا در صفحات کتاب مقدس گواه بر این حقیقت است؛ به اعتراف داوود پادشاه و دانیال نبی توجه کنید:

1خدایا، بر حسب محبت خود مرا فیض عطا فرما! بر حسب رحمت بیکران خویش نافرمانیهایم را محو ساز. 2مرا از تقصیرم به تمامی شستشو ده، و از گناهم مرا طاهر کن! 3زیرا من از نافرمانیهای خویش آگاهم، و گناهم همیشه در نظر من است. مزمور ۵۱: ۱-۳

۴نزد یهوه خدایم دعا و اعتراف کردم و گفتم: «خداوندا، ای خدای عظیم و مَهیب که عهد و محبت خود را با آنان که تو را دوست می‌دارند و فرمانهایت را به جا می‌آورند، نگاه می‌داری، 5ما گناه کرده و عِصیان ورزیده‌ایم؛ شرارت پیشه کرده و سرکشی نموده‌ایم و از فرمانها و قوانین تو روی گردانیده‌ایم. دانیال نبی ۹: ۴-۵

بنابراین دیگر لازم نیست که با ایفای نقشی که ابدا منعکس کننده واقعیت درونی ما نیست دیگران را فریب دهیم زیرا صرفا با فیض مسیح نجات می یابیم!
چنین تفکری ما را از ریاکاری و فشار خرد کننده نقش بازی کردن رها می سازد. این بدین معنی نیست که آزادانه گناه کنیم و ارزش های اخلاقی خدا را بشکنیم چون در هر حال با فیض و عطای مسیح نجات می یابیم حاشا، بلکه برعکس با دانستن حقیقت باشکوه فیض مسیح و کفاره گناهان، با آزادی و اشتیاقی بیشتر در جهت تقدس حرکت می کنیم در عین حالی که با فروتنی از گناهان و کاستی هایمان آگاهیم و هر روز آنها را به حضور خداوند اعتراف می کنیم و به واسطه قدرت روح القدس که در ما عمل می کند به سوی کمال پیش می رویم.

15پس چه گوییم؟ آیا گناه کنیم چون زیر شریعت نیستیم، بلکه زیر فیضیم؟ هرگز! 16آیا نمی‌دانید که وقتی خود را همچون بندگانی فرمانبردار تسلیم کسی می‌کنید، بندگان آن کس خواهید بود که او را فرمان می‌برید، خواه بندۀ گناه، که منجر به مرگ می‌شود، خواه بندۀ اطاعت، که به پارسایی می‌انجامد؟ 17امّا خدا را شکر که هرچند پیشتر بندگان گناه بودید، لیکن به تمامی دل مطیع آن تعلیم گشتید که بدان سپرده شدید. 18شما با آزاد شدن از گناه، بندگان پارسایی شده‌اید. رومیان ۶: ۱۵-۱۸

توجه کنید که یک ریاکار مذهبی در پی این است که نزد دیگران جلال یابد:

2«پس هنگامی که صدقه می‌دهی، جار مزن، چنانکه ریاکاران در کنیسه‌ها و کوچه‌ها می‌کنند تا مردم آنها را بستایند. آمین، به شما می‌گویم، اینان پاداش خود را به تمامی یافته‌اند. 3پس تو چون صدقه می‌دهی، چنان کن که دست چپت از آنچه دست راستت می‌کند، آگاه نشود، 4تا صدقۀ تو در نهان باشد؛ آنگاه پدرِ نهان‌بینِ تو، به تو پاداش خواهد داد. متی ۶: ۲و۳

در حالی که یک ایماندار واقعی در پی این است که خداوند در زندگی اش جلال یابد:

31پس هر چه می‌کنید، خواه خوردن، خواه نوشیدن و خواه هر کار دیگر، همه را برای جلال خدا بکنید. اول قرنتیان ۱۰: ۳۱

مسیح در ادامه می افزاید:

۴بارهای توانفرسا را می‌بندند و بر دوش مردم می‌گذارند، امّا خود حاضر نیستند برای حرکت دادن آن حتی انگشتی تکان دهند. متی ۲۳: ۴

این آیه به زیبایی وضعیت غم انگیز یک فرد مذهبی را که اسیر مراسم دینی و امر و نهی شریعت است به تصویر می کشد. در اینجا مسیح از مثالی استفاده می کند که برای عموم مردم آن دوران بسیار آشنا بود؛ تصویر پایین را ملاحظه کنید:





این تصویر برای همه ما نیز بسیار آشناست. این دقیقا رفتاری است که رهبران روحانی کاذب دینی نسبت به مردم عادی دارند و کمر مردم را زیر بارهای سنگین قوانین و سنن مذهبی خم کرده اند. علت این امر این است که رهبران کاذب بی رحم و فاقد محبت اند. «محبت» والاترین ارزش اخلاقی خداست!
همانطور که بارها در این تارنما یادآوری کرده ام کل ده فرمان و شریعت موسی حول و حوش یک اصل می چرخند و آن «محبت» است (توصیه می کنم که بررسی ده فرمان و ارزش های اخلاقی خدا را در تارنمای فیض و راستی مطالعه کنید). در واقع «محبت» انجام شریعت است!

9زیرا احکامِ ’زنا مکن‘، ’قتل مکن‘، ’دزدی مکن‘، ’طمع مورز‘، و هر حکم دیگری که باشد، همه در این کلام خلاصه می‌شود که «همسایه‌ات را همچون خویشتن محبت کن.» 10محبت، به همسایۀ خود بدی نمی‌کند؛ پس محبت تحقق شریعت است. رومیان ۱۳: ۹و۱۰

این که فریسیان و علمای مذهبی بارهای سنگین، تکراری و خسته کننده مذهبی را بر دوش مردم می نهادند نشان دهنده فقدان محبت و رحمت آنان نسبت به انسان های دیگر بود؛ در انجیل یوحنا فصل هشتم به واقعه ای بر می خوریم که این حقیقت را به زیبایی نشان می دهد و محبت و فیض مسیح را در مقابل نفرت و بی رحمی فریسیان و کاتبان به نمایش می گذارد:

2سحرگاهان، عیسی باز به صحن معبد آمد. در آنجا مردم همه بر وی گرد آمدند؛ و او نشسته، به تعلیم ایشان پرداخت. 3در این هنگام، علمای دین و فَریسیان، زنی را که در حین زنا گرفتار شده بود آوردند، و او را در میان مردم به پا داشته، 4به عیسی گفتند: «استاد، این زن در حین زنا گرفتار شده است. 5موسی در شریعت به ما حکم کرده که این‌گونه زنان سنگسار شوند. حال، تو چه می‌گویی؟» 6این را گفتند تا او را بیازمایند و موردی برای متهم کردن او بیابند. امّا عیسی سر به زیر افکنده، با انگشت خود بر زمین می‌نوشت. 7ولی چون آنها همچنان از او سؤال می‌کردند، عیسی سر بلند کرد و بدیشان گفت: «از میان شما، هر آن کس که بی‌گناه است، نخستین سنگ را به او بزند.» 8و باز سر به زیر افکنده، بر زمین می‌نوشت. 9با شنیدن این سخن، آنها یکایک، از بزرگترین شروع کرده، آنجا را ترک گفتند و عیسی تنها به جا ماند، با آن زن که در میان ایستاده بود. 10آنگاه سر بلند کرد و به او گفت: «ای زن، ایشان کجایند؟ هیچ‌کس تو را محکوم نکرد؟» 11پاسخ داد: «هیچ‌کس، ای سرورم.» عیسی به او گفت: «من هم تو را محکوم نمی‌کنم. برو و دیگر گناه مکن.» انجیل یوحنا ۸: ۱-۱۱

احتمالا مسیح لیست گناهان پنهانی کسانی را که می خواستند آن زن مفلوک را سنگسار کنند مقابل چشمانشان بر روی زمین می نوشت!
جالب است که فریسیان و علمای مذهبی فقط زن زناکار را برای محاکمه نزد عیسی آورده بودند و غیبت مردی که با آن زن رابطه داشت بسیار چشمگیر است! در این داستان سخت دلی علمای مذهبی ریاکار و کاذب که بسیار گناهکارتر از آن زن مفلوک که شاید فقط برای سیر کردن شکم بچه هایش تن فروشی می کرد به زیبایی به تصویر کشیده شده است. این در حالی است که در انجیل متی با اشاره به نبوتی از کتاب اشعیا نبی درباره مسیح آمده است:

20نیِ خُرد شده را نخواهد شکست
و فتیلۀ نیم‌سوخته را خاموش نخواهد کرد،
تا عدالت را به پیروزی رساند. متی ۱۲: ۲۰

بر خلاف رهبران مذهبی کاذب که در طول تاریخ بارهای سنگین و طاقت فرسا را بر دوش انسان ها قرار داده اند مسیح خداوند مایل است این بار سنگین را از دوش شما بردارد و به شما استراحت و آرامش عطا کند:

28«بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید. 29یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتاده‌دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. 30چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک.» متی ۱۱: ۲۸-۳۰

آیا شما از بار سنگین شریعت و سنن و مراسم مذهبی آزاد شده اید؟
پولس رسول خطاب به ایمانداران شهر غلاطیه تاکید می کند:

1مسیح ما را آزاد کرد تا آزاد باشیم. پس استوار بایستید و خود را بار دیگر گرفتار یوغ بندگی مسازید.غلاطیان ۵: ۱

مسیح در ادامه می افزاید:

5دوست دارند در ضیافتها بر صدر مجلس بنشینند و در کنیسه‌ها بهترین جای را داشته باشند، 7و مردم در کوچه و بازار آنها را سلام گویند و ’استاد‘ خطاب کنند. 8امّا شما ’استاد‘ خوانده مشوید، زیرا تنها یک استاد دارید، و همۀ شما برادرید. 9هیچ‌کس را نیز بر روی زمین ’پدر‘ مخوانید، زیرا تنها یک پدر دارید که در آسمان است. 10و نیز ’معلم‘ خوانده مشوید، زیرا فقط یک معلم دارید که مسیح است. 11آن که در میان شما از همه بزرگتر است، خدمتگزار شما خواهد بود. 12زیرا هر که خود را بزرگ سازد، پست خواهد شد و هر که خویشتن را فروتن سازد، سرافراز خواهد گردید. متی ۲۳: ۵-۱۲

یکی دیگر از ویژگی های رهبران مذهبی و روحانی کاذب این است که متکبر و مغرور هستند و در جستجوی مقام، منصب و سلطه جویی اند تا بر جان و مال مردم تسلط داشته باشند؛ آنها فاقد فروتنی واقعی اند. همانطور که قبلا اشاره کردم فروتنی واقعی جلال خدا را می جوید. رهبران مذهبی کاذب در طول تاریخ نه تنها با ریاکاری گوسفندان بیشماری را فریب داده و دور خود جمع کرده اند تا مورد ستایش قرار گیرند بلکه هدف نهایی رهبران کاذب دوشیدن شیر گوسفندان و خوردن گوشتشان بوده است!
در عهد عتیق در کتاب حِزقیال نبی خداوند به رهبران روحانی کاذب اسرائیل می گوید:

2«ای پسر انسان، بر ضد شبانان اسرائیل نبوّت کن. آری، نبوّت کرده،ایشان یعنی شبانان را بگو، خداوندگارْ یهوه چنین می‌فرماید: وای بر شبانان اسرائیل که خویشتن را می‌چرانند! آیا شبانان نباید گوسفندان را بچرانند؟ 3شما سرشیر را می‌خورید و خود را به پشم می‌پوشانید و گوسفندانِ پرواری را می‌کُشید، اما گله را نمی‌چرانید! 4ضعیفان را تقویت نکرده‌اید، مریضان را شفا نداده‌اید و شکستگان را شکسته‌بندی ننموده‌اید؛ رانده‌شدگان را بازنیاورده‌اید و گمشدگان را نجسته‌اید، بلکه به جور و ستم بر آنان حکم می‌رانید. کتاب حزقیال نبی ۳۴: ۲-۴

بدیهی است که منظور مسیح از اینکه می گوید استاد، معلم یا پدر خوانده نشوید این است که به دنبال مقام، منزلت و سلطه جویی بر دیگران نباشید؛ طبعا کسی که در رشته الهیات تخصص دارد و به عنوان کارشناس به دیگران تعلیم می دهد و اگر او را معلم یا استاد خطاب کنند ارتباطی با موضوعی که مسیح در بالا عنوان می کند ندارد.
بر خلاف رهبران مذهبی کاذب، رهبران روحانی راستین به مردم خدمت کرده اند:

42عیسی ایشان را فرا خواند و گفت: «شما می‌دانید آنان که حاکمانِ دیگر قومها شمرده می‌شوند بر ایشان سروری می‌کنند و بزرگانشان بر ایشان فرمان می‌رانند. 43امّا در میان شما چنین نباشد. هر که می‌خواهد در میان شما بزرگ باشد، باید خادم شما شود. 44و هر که می‌خواهد در میان شما اوّل باشد، باید غلام همه گردد. 45چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد.» مرقس ۱۰: ۴۲-۴۵

پولس رسول خطاب به ایمانداران شهر تسالونیکی در یونان می نویسد:

۶…هرچند در مقام رسولان مسیح حقی بر گردن شما داشتیم، 7امّا همچون مادری شیرده که از کودکان خود نگهداری می‌کند، با شما به نرمی رفتار کردیم. 8شدت علاقۀ ما به شما چنان بود که شادمانه حاضر بودیم نه تنها انجیل خدا را به شما برسانیم، بلکه از جان خود نیز در راه شما بگذریم، چندان که ما را عزیز گشته بودید. 9شما ای برادران، به‌یقین محنت و مشقّت ما را به یاد دارید، که شب و روز کار می‌کردیم تا وقتی انجیلِ خدا را به شما وعظ می‌کنیم، سربار کسی نباشیم. اول تسالونیکیان ۲: ۶-۹

مسیح خداوند در ادامه موعظه اش می افزایید:

13«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما درِ پادشاهی آسمان را به روی مردم می‌بندید؛ نه خود داخل می‌شوید و نه می‌گذارید کسانی که در راهند، داخل شوند. متی ۲۳: ۱۳

ملکوت یا پادشاهی آسمان اشاره به قلمروای است که خدا پادشاه آن است و همه کسانی که جز این قلمرو هستند اراده خدا را تمام و کمال اطاعت می کنند؛ همچنین حیات و خوشبختی خدا در آن قلمرو جریان دارد و ساکنان آن جلال خدا را تا ابد تجربه می کنند؛ جلال خداوند تجلی صفات و ویژگی های الهی است به نحوی که مخلوقات خدا از آنها در حد ظرفیتشان بهره می جویند!
اما تنها راه ورود به پادشاهی آسمان، مسیح خداوند است؛ فقط یک «راه» و یک «دَر» برای ورود به پادشاهی آسمان وجود دارد و آن راه و آن دَر، مسیح است:

6عیسی به او گفت: «من راه و راستی و حیات هستم؛ هیچ‌کس جز به واسطۀ من، نزد پدر نمی‌آید. یوحنا ۱۴: ۶

9من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت. یوحنا ۱۰: ۹

یحیی تعمید دهنده که در بیابان های یهودیه و کنار رود اُردن مردم را برای ظهور مسیح آماده می کرد پیامش دقیقا همین بود:

1در آن روزها یحیای تعمیددهنده ظهور کرد. او در بیابان یهودیه موعظه می‌کرد و 2می‌گفت: «توبه کنید زیرا پادشاهی آسمان نزدیک شده است!» 3این همان است که اِشعیای نبی درباره‌اش می‌گوید: «ندای آن که در بیابان فریاد برمی‌آورد: ”راه خداوند را آماده کنید! انجیل متی ۳: ۱-۳

29فردای آن روز، یحیی چون عیسی را دید که به سویش می‌آید، گفت: «این است برۀ خدا که گناه از جهان برمی‌گیرد! 30این است آن که درباره‌اش گفتم ”پس از من مردی می‌آید که بر من برتری یافته، زیرا پیش از من وجود داشته است.“ 31من خود نیز او را نمی‌شناختم، امّا برای همین آمده‌ام و با آب تعمید داده‌ام که او بر اسرائیل ظاهر شود.» یوحنا ۱: ۲۹-۳۱

اما فریسیان و علمای مذهبی یهود بر خلاف یحیی تعمید دهنده، نه تنها به مسیح خداوند و تعالیمش ایمان نیاوردند بلکه قوم یهود را نیز ترغیب کردند که به او ایمان نیاورند؛ در نهایت نیز مسیح را به مرگ محکوم و به دست رومیان مصلوب کردند. یادآوری این نکته نیز ضروری است که همین علمای مذهبی و جانشینان آنان شاگردان و رسولان مسیح را نیز بعد از صعودش به آسمان مورد جفا و آزار قرار دادند و بسیاری را به شهادت رساندند.
مسیح قبل از ورودش به شهر اورشلیم در روز دوشنبه (یا طبق روایات مرسوم در روز یکشنبه) به دلیل بی ایمانی و سنگدلی یهودیان بر آن شهر گریست:

41پس چون به اورشلیم نزدیک شد و شهر را دید، بر آن گریست 42و گفت: «کاش تو نیز در این روز تشخیص می‌دادی که چه چیز برایت صلح و سلامت به ارمغان می‌آورد. امّا افسوس که از چشمانت پنهان گشته است. لوقا ۱۹: ۴۱

بنابراین ماموریت اصلی رهبران مذهبی کاذب این است که مانع ورود انسان ها به ملکوت و پادشاهی خدا شوند!

15«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما دریا و خشکی را درمی‌نوردید تا یک نفر را به دین خود بیاورید و وقتی چنین کردید، او را دو چندان بدتر از خود، فرزند جهنم می‌سازید. متی ۲۳: ۱۵

موعظه آتشین مسیح در توبیخ رهبران مذهبی ریشه در همین حقیقت تلخ داشت. رهبران مذهبی کاذب با سخنان شیرین و اخلاقی، پوشیدن لباس های ویژه و متفاوت، استفاده از ادبیات مقدس مآبانه و حتی زبان غیر مادری و متفاوت از عامه مردم در طول تاریخ باورها و اعتقاداتی را که هرگز به نجات و رستگاری انسان از گناه و مرگ نمی انجامد به خورد پیروانشان داده اند.
در ادامه انجیل متی فصل ۲۳ می خوانیم:

14«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما از سویی خانۀ بیوه‌زنان را غارت می‌کنید و از دیگر سو، برای تظاهر، دعای خود را طول می‌دهید. از همین رو، مکافاتتان بسی سخت‌تر خواهد بود. متی ۲۳: ۱۴

یکی دیگر از ویژگی های بارز رهبران مذهبی کاذب این است که طمعکار و آزمند هستند! در آیات ۲۵ تا ۲۸ نیز مسیح در این مورد بیشتر توضیح می دهد:

۲۵«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما بیرون پیاله و بشقاب را پاک می‌کنید، امّا درون آن مملو از طمع و ناپرهیزی است. 26ای فَریسی کور، نخست درون پیاله و بشقاب را پاک کن که بیرونش نیز پاک خواهد شد. 27«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما همچون گورهایی هستید سفیدکاری شده که از بیرون زیبا به نظر می‌رسند، امّا درون آنها پُر است از استخوانهای مردگان و انواع نجاسات! 28به همین‌سان، شما نیز خود را به مردم پارسا می‌نمایید، امّا در باطن مملو از ریاکاری و شرارتید. متی ۲۳: ۲۵-۲۸

همانطور که قبلا نیز اشاره کردم این رهبران مذهبی فاقد حیات روح القدس اند و همچنان انسانیت کهنه و پوسیده ای که از آدم و حوا به ارث برده اند حاکم بر آنهاست. آنان با توجه به موقعیت رهبری از وفاداری پیروانشان سواستفاده می کنند تا شهوات و طمع درونی شان را ارضا کنند.
مسیح تاکید می کند که این افراد چنان حریص و طمع کارند که حتی خانه بیوه زنانی که کورکورانه از آنان پیروی می کنند نیز غارت می کنند!
در انجیل لوقا در اشاره به همین واقعه، مسیح بعد از اتمام موعظه اش در معبد خدا به شاگردانش دقیقا این موضوع را عملا نشان می دهد:

1عیسی به اطراف نگریست و ثروتمندانی را دید که هدایای خود را در صندوق بِیت‌المالِ معبد می‌انداختند. 2در آن میان بیوه‌زنی فقیر را نیز دید که دو قِران در صندوق انداخت. 3عیسی گفت: «براستی به شما می‌گویم، این بیوه‌زن فقیر از همۀ آنان بیشتر داد. 4زیرا آنان جملگی از فزونی دارایی خویش دادند، امّا این زن در تنگدستی خود، تمامی روزی خویش را داد.» لوقا ۲۱: ۱

بسیاری درک دقیقی از آیات فوق ندارند و تصور میکنند که مسیح از آن زن فقیر تمجید می کند؛ اما واقعیت چیز دیگری است در واقع مسیح به شاگردانش نشان می دهد که رهبران دینی کاذب چنان مردم را فریب داده بودند که حتی بیوه زنی که تمامی روزی اش همان دو سکه کم ارزش بود آن را در صندوق معبد انداخت که در نهایت به جیب همین رهبران و کاهنان سرازیر می شد! این در حالی است که در عهد عتیق آیات بسیاری وجود دارد که خداوند قوم اسرائیل و رهبران را حکم می کند که بیوه زنان و یتیمان را حمایت و از آنان سرپرستی کنند نه اینکه آخرین سکه را نیز از دستشان بگیرند.
اصولا رهبران مذهبی ظاهری بسیار اخلاقی و روحانی در نزد عموم به نمایش می گذارند؛ مسیح آنان را به گورهای سفیدکاری شده ای تشبیه می کند که از بیرون زیبا می نمایند ولی درونشان پر از استخوان مردگان است. در ایام عید فصح که ده ها هزار زائر یهودی به اورشلیم سفر میکردند فریسیان و علمای مذهبی گورهای اطراف شهر را با آهک سفید می کردند تا زائران ناخواسته با دست زدن یا نشستن بر روی آنها نجس نشوند! مسیح به زیبایی این را به وضعیت روحانی فریسیان و کاتبان تشبیه می کند که اگرچه ظاهری پارسا و مقدس داشتند ولی درونشان پر از شرارت و گناه بود!
سپس مسیح این چنین ادامه می دهد:

۱۶«وای بر شما ای راهنمایان کور که می‌گویید: ”اگر کسی به معبد سوگند خورَد باکی نیست، امّا اگر به طلای معبد سوگند خورَد، باید به سوگند خود وفا کند.“ 17ای نابخردانِ کور! کدام برتر است؟ طلا یا معبدی که طلا را تقدیس می‌کند؟ 18و نیز می‌گویید: ”اگر کسی به مذبح سوگند خورَد، باکی نیست، امّا اگر به هدیه‌ای که بر آن گذاشته می‌شود سوگند خورَد، باید به سوگند خود وفا کند.“ 19ای کوران! کدام برتر است؟ هدیه یا مذبحی که هدیه را تقدیس می‌کند؟ 20پس، کسی که به مذبح سوگند می‌خورد، همانا به مذبح و هرآنچه بر آن است سوگند خورده است. 21و هر که به معبد سوگند می‌خورد، به معبد و به آن که در آن ساکن است سوگند خورده است. 22و هر که به آسمان سوگند می‌خورد، به تخت خدا و به آن که بر آن نشسته است سوگند خورده است. متی ۲۳: ۱۶-۲۲

برای درک این آیات باید بدانید که یکی دیگر از ویژگی های بارز رهبران مذهبی کاذب ابداع حیله شرعی (کلاه شرعی) برای مقدس جلوه دادن شرارت و انجام عملی غیر مشروع است به عبارتی دیگر در طول تاریخ رهبران کاذب مذهبی برای اینکه بی پروا شرارت درونی را در قالب گفتار یا رفتار بیرونی آزادانه به عمل آورند از کلاه شرعی یا برچسب های مذهبی استفاده کرده اند!
رهبران دینی کاذب شهوترانی، انواع گناهان جنسی، دروغگویی، قتل … را با برچسب های مذهبی و حیله های شرعی برای خود و پیروانشان مشروع کرده اند!
این دقیقا چیزی است که در آیات فوق نمونه ای از آن را ملاحظه می کنید. در جامعه بسیار مذهبی یهود قرن اول میلادی، در کسب و کار و معاملات روزمره سوگند اهمیت بسزایی داشت و به اصطلاح فصل الخطاب بود؛ از سویی دیگر یهودیان برای اینکه فرمان سوم را نشکنند (7«نام یهوه خدایت را به ناشایستگی مبر، زیرا خداوند کسی را که نام او را به ناشایستگی بَرَد بی‌سزا نخواهد گذاشت. خروج ۲۰: ۷) از به زبان آوردن نام قدوس خدا بسیار می ترسیدند و از آن پرهیز می کردند و در عوض به آسمان، معبد، مذبح … سوگند می خوردند اما برای اینکه از وفای وعده ای که برای آن سوگند یاد کرده بودند شانه خالی کنند از کلاه شرعی که فریسیان و کاتبان آن را ابداع کرده بودند استفاده می کردند یعنی اگر بر فرض کسی به معبد سوگند یاد می کرد می توانست آن را انجام ندهد ولی اگر کسی به طلای معبد سوگند یاد می کرد حتما می بایست آن را وفا کند. مسیح با توضیحاتش حماقت چنین حیله های شرعی را روشن می سازد. در جایی دیگر مسیح می گوید:

33«و باز شنیده‌اید که به پیشینیان گفته شده، ”سوگند دروغ مخور، بلکه به سوگندهای خود به خداوند وفا کن.“ 34امّا من به شما می‌گویم، هرگز سوگند مخورید، نه به آسمان، زیرا که تخت پادشاهی خداست، 35و نه به زمین، چون کرسی زیر پای اوست، و نه به اورشلیم، زیرا که شهر آن پادشاه بزرگ است. 36و به سر خود نیز سوگند مخور، زیرا حتی مویی را سفید یا سیاه نمی‌توانی کرد. 37پس ’بلهِ‘ شما همان ’بله‘ باشد و ’نهِ‘ شما ’نه‘، زیرا افزون بر این، شیطانی است. متی ۵: ۳۳-۳۷

در ادامه متی فصل ۲۳ مسیح خطاب به علمای مذهبی می گوید:

23«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما از نعناع و شِوید و زیره ده‌یک می‌دهید، امّا احکام مهمترِ شریعت را که همانا عدالت و رحمت و امانت است، نادیده می‌گیرید. اینها را می‌بایست به جای می‌آوردید و آنها را نیز فراموش نمی‌کردید. 24ای راهنمایان کور! شما پشه را صافی می‌کنید، امّا شتر را فرو می‌بلعید! متی ۲۳: ۲۳و۲۴

واضح است که رهبران مذهبی کاذب در طول تاریخ با تاکید بر صدها سنن و امر و نهی مذهبی در رابطه با امور جسمانی مانند خوردن، نوشیدن، پوشیدن، لمس کردن… که همگی کم اهمیت، گذرا و ظاهری اند و مطلقا با حقایق روحانی و ماندگار و نجات انسان از شرارت درونی ارتباطی ندارند بار سنگینی بر دوش مردم نهاده اند؛ این در حالی است که امور مهم و وزینی مانند حقیقت، عدالت و محبت الهی را زیر پا نهاده اند. در آیات فوق مسیح به پشه و شتر اشاره می کند که هر دو نزد یهودیان نجس محسوب می شدند اولی کوچکترین موجود نجس و دومی بزرگترین حیوان نجس بود که خوردن هر دو شرعا مجاز نبود. فریسیان متعصب برای اینکه در حین نوشیدن، پشه شناور در آب را نبلعند آن را به دقت صاف می کردند؛ مسیح به فریسیان ریاکار می گوید شما شتر را فرو می بلعید یعنی اصول مهم و وزین را که به زندگی ابدی انسان مرتبط است زیر پا می نهید!
آیات ۲۵ تا ۲۸ را قبلا بررسی کردیم؛ در آیات ۲۹ تا ۳۶ چنین می خوانیم:

29«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما برای پیامبران مقبره می‌سازید و آرامگاه پارسایان را می‌آرایید 30و می‌گویید: ”اگر در روزگار پدران خود بودیم، هرگز در کشتن پیامبران با ایشان شریک نمی‌شدیم.“ 31بدین‌سان، بر ضد خود شهادت می‌دهید که فرزندانِ قاتلانِ پیامبرانید. 32حال که چنین است، پس آنچه را پدرانتان آغاز کردند، شما به کمال رسانید! 33ای ماران! ای افعی‌زادگان! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت؟ 34چرا که من انبیا و حکیمان و علما نزد شما می‌فرستم و شما برخی را خواهید کشت و بر صلیب خواهید کشید، و برخی را در کنیسه‌های خود تازیانه خواهید زد و شهر به شهر تعقیب خواهید کرد. 35پس، همۀ خون پارسایان که بر زمین ریخته شده است، از خون هابیلِ پارسا گرفته تا خون زکریا بن بَرَخیا، که او را بین محرابگاه و مذبح کشتید، بر گردن شما خواهد بود. 36آمین، به شما می‌گویم، همۀ اینها دامنگیر این نسل خواهد شد. متی ۲۳: ۲۹-۳۶

این بخش وجه بسیار تاریک، شیطانی و مرگبار این رهبران مذهبی کاذب و افعی زادگان را به نمایش می گذارد؛ به عبارتی مسیح آنان را فرزندان شیطان معرفی می کند:

42عیسی به ایشان گفت: «اگر خدا پدر شما بود، مرا دوست می‌داشتید، زیرا من از جانب خدا آمده‌ام و اکنون در اینجا هستم. من از جانب خود نیامده‌ام، بلکه او مرا فرستاده است. 43از چه رو سخنان مرا درنمی‌یابید؟ از آن رو که نمی‌توانید کلام مرا بپذیرید. 44شما به پدرتان ابلیس تعلّق دارید و در پی انجام خواسته‌های اویید. او از آغاز قاتل بود و با حقیقت نسبتی نداشت، زیرا هیچ حقیقتی در او نیست. هر گاه دروغ می‌گوید، از ذات خود می‌گوید؛ چرا که دروغگو و پدر همۀ دروغهاست. انجیل یوحنا ۸: ۴۲-۴۴

دقت کنید که مسیح در آیه ۴۳ می گوید «از آن رو که نمی‌توانید کلام مرا بپذیرید.» همانطور که قبلا نیز اشاره کردم مشکل انسان نفسانی که فاقد حیات روحانی است فقط «نخواستن» نیست بلکه «نتوانستن» هم است!
مسیح سخترین توبیخ خود را در انتهای موعظه اش نثار فریسیان و علمای مذهبی می کند و آنان را به عنوان قاتلان مردان خدا معرفی می کند! فراموش نکنید که آن روز، چهارشنبه بود و کمتر از ۴۸ ساعت بعد، همین افراد در روز جمعه صبح زود در حالی که بانگ خروس در کوچه پس کوچه های اورشلیم طنین افکن بود مسیح را در بی دادگاه سَنْ هِدرین (دادگاه عالی یهود) به مرگ محکوم کردند و در همان روز جمعه ساعت ۹ صبح به دست رومیان به صلیب کشیدند!
بعدها همین افراد و جانشینانشان برای سال ها رسولان و ایمانداران یهودی را مورد جفا و آزار قرار دادند و بسیاری را به قتل رساندند. این وقایع دقیقا تحقق پیشگویی مسیح بود:

۳۲حال که چنین است، پس آنچه را پدرانتان آغاز کردند، شما به کمال رسانید!...
۳۴…شما برخی را خواهید کشت و بر صلیب خواهید کشید، و برخی را در کنیسه‌های خود تازیانه خواهید زد و شهر به شهر تعقیب خواهید کرد. متی ۲۳: ۳۲و ۳۴

دقت کنید در آیه ۳۲ مسیح به علمای مذهبی می گوید که شما کار پدرانتان را به کمال رسانید!‌
این عبارت «به کمال رسانید» بار معنایی بسیار عمیقی دارد و کنایه از تکمیل شدن و به اوج رسیدن است. فریسیان، علمای مذهبی و رهبران دینی یهود جنایت اجداد خود در قتل و آزار انبیای خدا را با کشتن عیسی مسیح خداوند به اوج رساندند!
بدین ترتیب تنها چیزی که از سوی یهوه خدای قادر مطلق برای این فرقه بی ایمان و سنگدل مقدر شده بود داوری هولناک بود!
رهبران مذهبی کاذب از نظر روحانی از نسل قائن هستند که برادرش هابیل را به قتل رساند. قائن اولین رهبر و اولین موسس دین کاذب دنیا بود! ( برای درک بیشتر این موضوع توصیه میکنم بررسی فصل ۴ کتاب پیدایش را در بخش کتاب مقدس برای تمام فصول،هفته پنجم مطالعه کنید.) توجه کنید مسیح می گوید:

35پس، همۀ خون پارسایان که بر زمین ریخته شده است، از خون هابیلِ پارسا گرفته تا خون زکریا بن بَرَخیا، که او را بین محرابگاه و مذبح کشتید، بر گردن شما خواهد بود. متی ۲۳: ۳۵

هابیل اولین ایماندار واقعی بود که به دلیل ایمانش به مسیح و کفاره او توسط برادرش قائن به قتل رسید و آخرین نبی از انبیای عهد عتیق که توسط یهودیان کشته شد زکریا نبی بود. در عهد جدید یحیی تعمید دهنده نیز توسط هیرودیس پادشاه به قتل رسید. (یحیی تعمید دهنده آخرین نبی عهد عتیق محسوب می شود که ماموریتش معرفی عیسی به عنوان مسیح موعود به یهودیان و شهادت درباره وی بود.)
مقایسه موعظه معروف سر کوه مسیح در ابتدای خدمتش با موعظه آخر مسیح در معبد بسیار آموزنده است!
اولی با هشت «خوشابحال» آغاز می شود:

3«خوشا به حال فقیرانِ در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است.
4خوشا به حال ماتمیان، زیرا آنان تسلی خواهند یافت.
5خوشا به حال حلیمان، زیرا آنان زمین را به میراث خواهند برد.
6خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا آنان سیر خواهند شد.
7خوشا به حال رحیمان، زیرا بر آنان رحم خواهد شد.
8خوشا به حال پاکدلان، زیرا آنان خدا را خواهند دید.
9خوشا به حال صلح‌جویان، زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد.
10خوشا به حال آنان که در راه پارسایی آزار می‌بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است. متی ۵: ۳-۱۰

در حالی که در موعظه آخرش ، مسیح هشت بار عبارت «وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار» را تکرار می کند. گویی علمای دین و فریسیان دقیقا نقطه مقابل یک ایماندار واقعی به مسیح قرار داشتند؛ آنان فرزندان جهنم و گروه دوم فرزندان ملکوت آسمان هستند!
اما مسیح ناگهان در آیه ۳۶ بحث را عمومیت می دهد و قوم یهود را نیز که کورکورانه از رهبران مذهبی کاذب پیروی می کردند و به تبعیت از آنان به مسیح ایمان نیاوردند در این شرارت و جنایات شریک می داند:

36آمین، به شما می‌گویم، همۀ اینها دامنگیر این نسل خواهد شد. متی ۲۳: ۳۶
جامعه ای که از تاریخ گذشته اش درس عبرت نیاموزد و کورکورانه اشتباهات نسل گذشته را تکرار کند و باورها و اعتقادات شیطانی آنان را دنبال کند و از رهبران مذهبی کاذب پیروی کند بدون شک آینده ای بسیار تلخ و مصیبت بار در انتظارشان خواهد بود!
در انتهای موعظه اش مسیح در مورد رخداد هولناکی که در آینده ای نه چندان دور می بایست بر این قوم واقع شود پیشگویی می کند:

۳۷«ای اورشلیم، ای اورشلیم، ای قاتلِ پیامبران و سنگسارکنندۀ رسولانی که نزد تو فرستاده می‌شوند! چند بار خواستم همچون مرغی که جوجه‌هایش را زیر بالهای خویش جمع می‌کند، فرزندان تو را گِرد آورم، امّا نخواستی! 38اینک خانۀ شما به خودتان ویران واگذاشته می‌شود. متی ۲۳: ۳۷و۳۸

هنگامی که جوجه های یک مرغ کوچکترین خطری را از محیط اطراف احساس می کنند بلافاصله زیر بال های مادرشان خود را مخفی می سازند که بدون شک مطمئن ترین پناهگاه برای آنهاست؛ خطر گناه و مرگ ابدی انسان ها را هر لحظه تهدید می کند و ثانیه ای نیست که کسی را به کام خود فرو نبرد؛ مسیح خداوند پناهگاه واقعی انسان ها از خطر مرگ ابدی است. دوست عزیز آیا زیر بال های مسیح پناه گرفته اید؟
قوم اسرائیل در قرن اول میلادی فرصت بی نظیری داشتند تا زیر بال های مسیح پناه گیرند؛ امتیازی که یهودیان قرن اول میلادی در زمان مسیح داشتند در تاریخ بشری تکرار شدنی نیست کسانی که شاهدان عینی معجزات و تعالیم مسیح بودند؛ مسیح هزاران نفر را از بیماری های مهلک شفا داده بود و صدها معجزه عظیم مقابل چشمان آنها به عمل آورده بود اما با وجود این، آنها «نخواستند» زیر بال های مسیح پناه گیرند و از خطر مرگ و نابودی نجات یابند:

۳۷…چند بار خواستم همچون مرغی که جوجه‌هایش را زیر بالهای خویش جمع می‌کند، فرزندان تو را گِرد آورم، امّا نخواستی! متی ۲۳: ۳۷

کلمه «نخواستی» در آیه فوق بسیار بسیار غم انگیز است!
در این جمله شما قطعی بودن فرجام تلخ آن نسل را می توانید لمس کنید. متاسفانه در دنیای زندگی می کنیم که برای بسیاری از جوامع نیز می توان این تراژدی را در افق دوردست شان دید.
در سال ۷۰ میلادی به دستور امپراتور روم، ژنرال تیتوس با هشتاد هزار سرباز مجهز رومی به دلیل شورش های مکرر یهودیان علیه رومی ها که در آن مقطع زمانی سرزمین یهودیه مستعمره آنان بشمار می رفت شهر اورشلیم را محاصره کردند و پس از مقاومت چند ماهه یهودیان، دیوارهای اطراف شهر را متلاشی کرده و کل شهر را با خاک یکسان کردند؛ بخش کوچکی از دیوار غربی شهر اورشلیم همچنان پابرجا است که تا به امروز نیز یهودیان کنار آن می ایستند و تضرع و زاری می کنند!
مطابق مورخین، رومیان در این نبرد سهمگین بین ششصد هزار تا یک میلیون یهودی را قتل عام و معبد عظیم و زیبای اورشلیم را که از عجایب معماری آن زمان بود با خاک یکسان کردند:

۳۸اینک خانۀ شما به خودتان ویران واگذاشته می‌شود. متی ۲۳: ۳۸

1هنگامی که عیسی معبد را ترک گفته، به راه خود می‌رفت، شاگردانش نزدش آمدند تا نظر او را به بناهای معبد جلب کنند. 2عیسی به آنان گفت: «همۀ اینها را می‌بینید؟ آمین، به شما می‌گویم، سنگی بر سنگ دیگر باقی نخواهد ماند، بلکه همه فرو خواهد ریخت.» متی ۲۴: ۱و۲

در آیه ۳۸ عبارت «خانه شما» بسیار جلب توجه می کند! معمولا «خانه خدا» نزد یهودیان اشاره به معبد پرشکوه اورشلیم بود ولی مسیح در اینجا می گوید «خانه شما» و بعد از اتمام موعظه اش در صحن معبد، آنجا را ترک می کند:

۱هنگامی که عیسی معبد را ترک گفته، به راه خود می‌رفت… متی ۲۴: ۱

مسیح به یهودیان به زبان بی زبانی می گوید که دیگر این معبد، خانه خدا نیست بلکه خانه خود شماست! و آن بزودی ویران خواهد شد. بعد از ویرانی معبد یهودیان در قرن اول میلادی تا به امروز نیز این معبد بنا نشده و طبعا هیچ قربانی نیز بر مذبح تقدیم نشده است! زیرا فقط یک قربانی واقعی وجود دارد که انسان ها را از مرگ ابدی نجات می دهد و کفاره واقعی گناه است و آن مرگ عیسی مسیح بر صلیب جلجتا است. همین لحظه ای که این مطلب را میخوانید مسیح بر در قلبتان می کوبد آیا مایلید همین الان با ایمان به حقایقی که در اینجا مطالعه کردید مسیح و کفاره شگفت انگیز او را بپذیرید و وارث حیات ابدی شوید؟ شاید فردا بسیار دیر باشد!

10او در جهان بود، و جهان به واسطۀ او پدید آمد؛ امّا جهان او را نشناخت. 11او به مُلک خویش آمد، ولی قومِ خودش او را نپذیرفتند. 12امّا به همۀ کسانی که او را پذیرفتند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، یعنی به هر کس که به نام او ایمان آورْد؛ 13آنان که نه با تولدی بشری، نه از خواهشِ تن و نه از خواستۀ یک مرد، بلکه از خدا تولد یافتند. یوحنا ۱: ۱۰-۱۳

مسیح در انتهای موعظه آتشین خود می گوید:

39زیرا به شما می‌گویم که از این پس مرا نخواهید دید تا روزی که بگویید: ”مبارک است آن که به نام خداوند می‌آید.“» متی ۲۳: ۳۹

بعد از پیشگویی داوری الهی برای آن نسل شریر و سنگدل، مسیح با یادآوری یک واقعه پرشکوه که می بایست در آینده ای دور تحقق یابد موعظه اش را به پایان میبرد؛ دقت کنید که مرگ مسیح بر روی صلیب که حدود ۴۸ ساعت بعد اتفاق افتاد پایان غم انگیز زندگی مسیح نبود بهای بی نهایتی بود که خدا برای کفاره گناهان انسان های اسیر گناه و مرگ پرداخت کرد؛ مسیحی که ظاهرا از دید مردم دنیا و یهودیان به عنوان یک مجرم بر صلیب و به طرز فجیعی کشته شد در روز یکشنبه با پیروزی بر مرگ از مردگان قیام کرد تا انسان های اسیر در چنگال هیولای مرگ را نجات دهد. مسیح قیام کرده به مدت چهل روز در موقعیت های مختلف در بدنی فیزیکی که قابل لمس و رویت بود بر شاگردان و رسولانش ظاهر شد و آنها را برای بشارت انجیل به اقصی نقاط دنیا آماده کرد. بعد از چهل روز مسیح به آسمان صعود کرد:

9عیسی پس از گفتن این سخنان، در حالی که ایشان می‌نگریستند، به بالا برده شد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت. 10هنگامی که می‌رفت و شاگردان به آسمان چشم دوخته بودند، ناگاه دو مردِ سفیدپوش در کنارشان ایستادند 11و گفتند: «ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به آسمان چشم دوخته‌اید؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد، به همین‌گونه که دیدید به آسمان رفت.» اعمال رسولان ۱: ۹-۱۱

مسیح در انتهای موعظه خود تاکید می کند که وی مجددا به کره زمین باز خواهد گشت و مطابق پیشگویی های کتاب مکاشفه به مدت هزار سال بر سراسر دنیا پادشاهی خواهد کرد و سپس زمین و آسمان کنونی جای خود را به آسمان و زمین جدید خواهند داد که مکان ابدی نجات یافتگان خواهد بود. (برای اطلاع بیشتر به بررسی کتاب مکاشفه فصل ۲۱ در تارنمای فیض و راستی تحت عنوان «زمین و آسمان جدید» رجوع کنید.)
اما در زمان ظهور ثانویه مسیح عده ای از یهودیان در آینده ای دور با توبه و تضرع به او ایمان خواهند آورد:

39زیرا به شما می‌گویم که از این پس مرا نخواهید دید تا روزی که بگویید: ”مبارک است آن که به نام خداوند می‌آید.“» متی ۲۳: ۳۹

در اشاره به توبه و تضرع یهودیان در زمان ظهور ثانویه مسیح پیشگویی شگفت انگیز در کتاب زکریا نبی ( ۵۲۰ قبل از میلاد) وجود دارد:

10«و بر خاندان داوود و بر ساکنان اورشلیم روح فیض و دعاهای ملتمسانه را خواهم ریخت، و بر من که نیزه‌ام زدند خواهند نگریست، و برای من مانند کسی که به جهت تنها فرزندش به سوگ نشیند، سوگواری خواهند کرد و همچون کسی که به جهت نخست‌زاده‌اش بگرید، به تلخی خواهند گریست. کتاب زکریا نبی ۱۲: ۱۰

نکته بسیار عجیب این است که در آیه ۱۰ ضمیر «من» اشاره به یَهُوَه خدای قادر مطلق است:

1وحی کلام خداوند دربارۀ اسرائیل: خداوند که آسمانها را گسترانید و زمین را پی افکند و روح انسان را در اندرون او سرشت، چنین می‌فرماید:... ۱۰… «بر من که نیزه‌ام زدند خواهند نگریست، و برای من مانند کسی که به جهت تنها فرزندش به سوگ نشیند، سوگواری خواهند کرد.» زکریا نبی ۱۲: ۱و۱۰

چگونه ممکن است کسی بر خداوند قادر مطلق نیزه بزند؟
بنابراین همانطور که ملاحظه می کنید کسی که بر او نیزه زدند کسی جز مسیح خداوند نبود که همان خدای قادر مطلق عهد عتیق بود که لباسی انسانی پوشید و در میان ما ساکن شد تا با مرگش بر صلیب کفاره گناه انسان ها را فراهم سازد:

1در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود؛ 2همان در آغاز با خدا بود. 3همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت…14و کلام، انسان شد و در میان ما مسکن گزید. ما بر جلال او نگریستیم، جلالی شایستۀ آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد، پر از فیض و راستی. انجیل یوحنا ۱: ۱-۳و۱۴

33امّا چون به عیسی رسیدند و دیدند مرده است، ساقهای او را نشکستند. 34امّا یکی از سربازان نیزه‌ای به پهلوی او فرو برد که در دم خون و آب از آن روان شد. 35آن که این را دید، شهادت می‌دهد تا شما نیز ایمان آورید. شهادت او راست است و او می‌داند که حقیقت را می‌گوید. یوحنا ۱۹: ۳۳-۳۵

جالب است بدانید که زکریا نبی که پیشگویی فوق از کتابش نقل شد همان کسی است که مسیح خداوند در موعظه آتشین خود به یهودیان می گوید پدران شما او را به قتل رساندند!

35پس، همۀ خون پارسایان که بر زمین ریخته شده است، از خون هابیلِ پارسا گرفته تا خون زکریا بن بَرَخیا، که او را بین محرابگاه و مذبح کشتید، بر گردن شما خواهد بود. 36آمین، به شما می‌گویم، همۀ اینها دامنگیر این نسل خواهد شد. متی ۲۳: ۳۵و۳۶

فیض عیسی مسیح خداوند با شما باشد و بماند.آمین



انجیل متی ۲۳

1آنگاه عیسی خطاب به مردم و شاگردان خود چنین گفت: 2«علمای دین و فَریسیان بر مسند موسی نشسته‌اند. 3پس آنچه به شما می‌گویند، نگاه دارید و به جا آورید؛ امّا همچون آنان عمل نکنید! زیرا آنچه تعلیم می‌دهند، خود به جا نمی‌آورند. 4بارهای توانفرسا را می‌بندند و بر دوش مردم می‌گذارند، امّا خود حاضر نیستند برای حرکت دادن آن حتی انگشتی تکان دهند. 5هر چه می‌کنند برای آن است که مردم آنها را ببینند: آیه‌دان‌های خود را بزرگتر و دامن ردای خویش را پهنتر می‌سازند. 6دوست دارند در ضیافتها بر صدر مجلس بنشینند و در کنیسه‌ها بهترین جای را داشته باشند، 7و مردم در کوچه و بازار آنها را سلام گویند و ’استاد‘ خطاب کنند. 8امّا شما ’استاد‘ خوانده مشوید، زیرا تنها یک استاد دارید، و همۀ شما برادرید. 9هیچ‌کس را نیز بر روی زمین ’پدر‘ مخوانید، زیرا تنها یک پدر دارید که در آسمان است. 10و نیز ’معلم‘ خوانده مشوید، زیرا فقط یک معلم دارید که مسیح است. 11آن که در میان شما از همه بزرگتر است، خدمتگزار شما خواهد بود. 12زیرا هر که خود را بزرگ سازد، پست خواهد شد و هر که خویشتن را فروتن سازد، سرافراز خواهد گردید.
13«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما درِ پادشاهی آسمان را به روی مردم می‌بندید؛ نه خود داخل می‌شوید و نه می‌گذارید کسانی که در راهند، داخل شوند. [ 14«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما از سویی خانۀ بیوه‌زنان را غارت می‌کنید و از دیگر سو، برای تظاهر، دعای خود را طول می‌دهید. از همین رو، مکافاتتان بسی سخت‌تر خواهد بود.]
15«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما دریا و خشکی را درمی‌نوردید تا یک نفر را به دین خود بیاورید و وقتی چنین کردید، او را دو چندان بدتر از خود، فرزند جهنم می‌سازید.
16«وای بر شما ای راهنمایان کور که می‌گویید: ”اگر کسی به معبد سوگند خورَد باکی نیست، امّا اگر به طلای معبد سوگند خورَد، باید به سوگند خود وفا کند.“ 17ای نابخردانِ کور! کدام برتر است؟ طلا یا معبدی که طلا را تقدیس می‌کند؟ 18و نیز می‌گویید: ”اگر کسی به مذبح سوگند خورَد، باکی نیست، امّا اگر به هدیه‌ای که بر آن گذاشته می‌شود سوگند خورَد، باید به سوگند خود وفا کند.“ 19ای کوران! کدام برتر است؟ هدیه یا مذبحی که هدیه را تقدیس می‌کند؟ 20پس، کسی که به مذبح سوگند می‌خورد، همانا به مذبح و هرآنچه بر آن است سوگند خورده است. 21و هر که به معبد سوگند می‌خورد، به معبد و به آن که در آن ساکن است سوگند خورده است. 22و هر که به آسمان سوگند می‌خورد، به تخت خدا و به آن که بر آن نشسته است سوگند خورده است.
23«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما از نعناع و شِوید و زیره ده‌یک می‌دهید، امّا احکام مهمترِ شریعت را که همانا عدالت و رحمت و امانت است، نادیده می‌گیرید. اینها را می‌بایست به جای می‌آوردید و آنها را نیز فراموش نمی‌کردید. 24ای راهنمایان کور! شما پشه را صافی می‌کنید، امّا شتر را فرو می‌بلعید!
25«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما بیرون پیاله و بشقاب را پاک می‌کنید، امّا درون آن مملو از طمع و ناپرهیزی است. 26ای فَریسی کور، نخست درون پیاله و بشقاب را پاک کن که بیرونش نیز پاک خواهد شد. 27«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما همچون گورهایی هستید سفیدکاری شده که از بیرون زیبا به نظر می‌رسند، امّا درون آنها پُر است از استخوانهای مردگان و انواع نجاسات! 28به همین‌سان، شما نیز خود را به مردم پارسا می‌نمایید، امّا در باطن مملو از ریاکاری و شرارتید.
29«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما برای پیامبران مقبره می‌سازید و آرامگاه پارسایان را می‌آرایید 30و می‌گویید: ”اگر در روزگار پدران خود بودیم، هرگز در کشتن پیامبران با ایشان شریک نمی‌شدیم.“ 31بدین‌سان، بر ضد خود شهادت می‌دهید که فرزندانِ قاتلانِ پیامبرانید. 32حال که چنین است، پس آنچه را پدرانتان آغاز کردند، شما به کمال رسانید! 33ای ماران! ای افعی‌زادگان! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت؟ 34چرا که من انبیا و حکیمان و علما نزد شما می‌فرستم و شما برخی را خواهید کشت و بر صلیب خواهید کشید، و برخی را در کنیسه‌های خود تازیانه خواهید زد و شهر به شهر تعقیب خواهید کرد. 35پس، همۀ خون پارسایان که بر زمین ریخته شده است، از خون هابیلِ پارسا گرفته تا خون زکریا بن بَرَخیا، که او را بین محرابگاه و مذبح کشتید، بر گردن شما خواهد بود. 36آمین، به شما می‌گویم، همۀ اینها دامنگیر این نسل خواهد شد.
37«ای اورشلیم، ای اورشلیم، ای قاتلِ پیامبران و سنگسارکنندۀ رسولانی که نزد تو فرستاده می‌شوند! چند بار خواستم همچون مرغی که جوجه‌هایش را زیر بالهای خویش جمع می‌کند، فرزندان تو را گِرد آورم، امّا نخواستی! 38اینک خانۀ شما به خودتان ویران واگذاشته می‌شود. 39زیرا به شما می‌گویم که از این پس مرا نخواهید دید تا روزی که بگویید: ”مبارک است آن که به نام خداوند می‌آید.“»

راهنمایی           پنجره را ببندید X

با کلیک روی شماره آیات، تفسیر آنها را انتهای متن مطالعه کنید و با کلیک مجدد روی شماره آیات در بخش تفسیر به مکان اول در متن کتاب مقدس برگردید. برخی از آیات به دلیل وضوح معنایی تفسیر نشده اند و با کلیک روی شماره آنها اتفاقی نمی افتد.
همچنین با کلیک روی کلمات آبی رنگ و نگاه داشتن ماوس روی آنها در متن کتاب مقدس اطلاعات بیشتری در مورد آن کلمه در پنجره ای دیگر ظاهر می شود که با حرکت ماوس از روی کلمه آبی رنگ، آن پنجره بسته می شود.